الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)

429

تفسير تطبيقى (فارسى)

نفى اصالت و استقلال در غير خدا براى علم غيب مىباشد . 5 . به نظر مىرسد آيه 188 سوره اعراف كه محور بحث است و ناظر به نفى علم غيب از رسول خداست ، ناظر به نفى غيب از ايشان در برابر بهانه‌گيريهاى كفار مىباشد نه آنكه به طور مطلق علم غيب را از ايشان نفى كند . كفار بهانه مىگرفتند و به گمان آنكه چون ايشان رسول است پس بايد همه چيز را بداند از آنچه كه آنان مىخواهند آگاه باشد و . . . قرآن در برابر اين خواسته‌هاى نامعقول مىفرمايد : « به آنان بگو من مالك سود و زيان خود نيستم علم غيب نمىدانم . . . » شأن نزول آيه نيز همين امر را تأييد مىكند اين شبيه بهانه‌گيرى كافران درباره معجزه است آنان از حضرت خواسته‌هايى داشتند از جمله مىگفتند : وَ قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنا مِنَ الْأَرْضِ يَنْبُوعاً * أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَ عِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الْأَنْهارَ خِلالَها تَفْجِيراً * أَوْ تُسْقِطَ السَّماءَ كَما زَعَمْتَ عَلَيْنا كِسَفاً أَوْ تَأْتِيَ بِاللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ قَبِيلًا * أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ . . . قرآن در برابر اين بهانه‌ها مىفرمايد : . . . قُلْ سُبْحانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَراً رَسُولًا « 1 » بنابراين از اين نظر كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بشرند و تنها پيك وحى مىباشند ، مانند سايرين به طور مستقل از خود چيزى ندارند و از غيب آگاه نيستند اما از آن نظر كه متصل به منبع علم ازلى حق تعالى است به اذن پروردگار از علوم غيبى آگاهند . 6 . در بررسى علم غيب معصومان بايد پيامبران از جمله پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را جداگانه بحث كرد چون آنان به وحى متصل‌اند و ديگران از اين راه محرومند . درباره علم غيب پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيز بايد مشخص شود آيا ايشان تنها در مورد موضوعاتى كه به رسالتشان مربوط مىشده علم غيب داشته‌اند يا آنكه امور غير رسالى نيز مشمول اين علم غيب است . ظاهر روايات اهل سنت بر اطلاق اين علم دلالت دارد . « 2 » به طور قطع رسول مكرم اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به برخى از حوادث آينده علم داشته‌اند بلكه

--> ( 1 ) . اسراء ، 93 ( 2 ) . ر . ك : صحيح البخارى ، كتاب « الاعتصام بالكتاب و السنة » ، باب ما يكره من كثرة السؤال ، ج 9 ، ص 118 .